ابراهام والد، ریاضیدان برجستهای بود که در طول جنگ جهانی دوم با یک چالش مهم روبرو شد: چگونه میتوان هواپیماهای جنگی را طوری تقویت کرد که در برابر حملات دشمن مقاومتر شوند؟ ارتش آمریکا برای یافتن پاسخ این سوال، از والد کمک خواست.
مشکل کجاست؟
ارتش آمریکا برای یافتن نقاط آسیبپذیر هواپیماها، به بررسی هواپیماهایی که از ماموریت بازگشته بودند، پرداخت. آنها به این نتیجه رسیدند که باید نقاطی را که در این هواپیماها کمتر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تقویت کنند. اما والد متوجه یک اشتباه بزرگ در این روش شد.
سوگیری بازماندگی چیست؟
اینجا بود که مفهوم سوگیری بازماندگی مطرح شد. این سوگیری به این معناست که ما تمایل داریم بر روی نمونههای موفقی که به نوعی از یک فرایند انتخابی جان سالم به در بردهاند، تمرکز کنیم و موارد شکستخورده را نادیده بگیریم. در مورد هواپیماها، ارتش تنها به هواپیماهایی که بازگشته بودند، توجه میکرد و هواپیماهایی را که مورد اصابت قرار گرفته و سقوط کرده بودند، نادیده میگرفت.
دلیل اهمیت این موضوع چیست؟
والد استدلال کرد که نقاطی که در هواپیماهای بازگشته کمتر مورد اصابت قرار گرفتهاند، احتمالاً نقاط حیاتی هستند که اگر مورد اصابت قرار بگیرند، هواپیما سقوط میکند. بنابراین، تقویت این نقاط نه تنها کمکی به افزایش مقاومت هواپیما نمیکند، بلکه ممکن است باعث آسیبپذیرتر شدن آن شود.
والد چه پیشنهادی داد؟
والد پیشنهاد کرد که به جای تمرکز بر روی هواپیماهای بازگشته، باید به هواپیماهایی که سقوط کردهاند، توجه شود. با بررسی نقاطی که در هواپیماهای سقوط کرده مورد اصابت قرار گرفتهاند، میتوان نقاط آسیبپذیر را شناسایی کرده و آنها را تقویت کرد.
چرا این داستان اهمیت دارد؟
داستان ابراهیم والد و سوگیری بازماندگی، به ما میآموزد که:
کاربرد سوگیری بازماندگی در زندگی روزمره:
در نتیجه:
داستان ابراهیم والد و سوگیری بازماندگی، یک درس ارزشمند برای همه ماست. این داستان به ما یادآوری میکند که همیشه باید به دنبال اطلاعات کامل باشیم و از قضاوتهای عجولانه و مبتنی بر دادههای ناقص اجتناب کنیم.
برچسب:
نویسنده: حمید دادخواه